ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

154

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

كه شرف و نبالت آن جناب اجازه نخواهد داد كه من در حالى كه مأمور اجراى شاه هستم به زحمت و دردسر دچار شوم بنابراين جنابعالى بايد مواظب باشيد كه بهانه‌اى به دست دشمنان ما « 50 » نيفتد كه ما را مفتضح كنند و به بدنامى بكشانند و جز آن . در اين احوال زاهد علىخان به گرد كردن ماليات‌هايش ادامه داد ، اما دلالان شركت هلند را از پرداخت ماليات معاف كرده بود . هر چند هلنديان همچنان از او احتياط مىكردند . در 9 ژوئيه زاهد علىخان مبلغى پول براى شيخ بلال فرستاد و از او خواست كه بازگردد . زيرا كه در اين سرزمين باير ميوه‌اى نيست كه براى او چيده شود . وى همچنين به اتلام اطمينان داد كه در دوستى با او همچنان پابرجاست . هلنديان انتظار داشتند كه زاهد على حيله‌اى در آستين خود داشته باشد و به راستى در 11 ژوئيه دلالان شركت خبر آوردند كه او به ميراثى كه حق و مال آنهاست چشم طمع دوخته است . اتلام حق دلالان را به زاهد على گوشزد كرد و خواست كه از آن چشم بپوشد و او پذيرفت . در 16 ژوئيه هلنديان آگهى يافتند كه پرتقاليان به باسعيدو فرود آمده مىخواهند در آنجا خانه‌اى ساخته ماندگار شوند ، گفته مىشد كه شيخ راشد از باسعيدو گريخته است . در 22 ژوئيه 1728 گزارش شد كه زاهد علىخان براى پرتقاليان كه در باسعيدو هستند اسبان زيبا گرد مىكند و اين اسبان را مىخواهد به تن خود به آنها هديه كند . گزارش شد كه پرتقاليان در 31 ژوئيه 1728 از بندر كنگ به باسعيدو رفته‌اند تا آن شهرك را تسخير كنند . آنها گمركخانه را تسخير كرده و بار ديگر به مقاومت در برابر انگليسيان كه مىخواسته‌اند پرچمشان را در باسعيدو به اهتزاز درآورند ، پرداخته‌اند . گزارش شد كه پرتقاليان ادعاى مالكيت خود را بر اساس ادعاى پيشين خود بنياد نهاده‌اند .

--> ( 50 ) - اين پيشنهاد مسخره ، حتى لازم نبود اگر او تنها كاركنان شركت را در صلح و آرامش رها مىكرد .